تبلیغات
دانشجوی مترجمی زبان انگلیسی - بفرمایید ترجمه ( The next persian translator )

بفرمایید ترجمه ( The next persian translator )

 

نوع مطلب :نوشته های روزانه ،

نوشته شده توسط:Kevin

سلام به همه

امروز بررسی آثار اسلامی داشتیم و من سر کلاس طبق معمول آخر نشسته بودم و داشتم قرآن میخوندمو تمرین میکردم. بلند داشتم با صوت میخوندم ولذیییییینهههههههه ظالمیییییین که یه دفعه دیدم استاد سر کلاسه ایستاده داره نگام میکنه 

نمیتونستم جلو خندمو بگیرم آخه به نظرم ضایع میخوندم !

گفتیم به به چقد جمعیت زیاده دیگه به ما نمیرسه که نظر بدیم صاف استاد اومد از آخر شروع کرد  

من هم خوشکل جواب دادم و استاد گفت خوبه خوبه !

روی کلمه deceive and delude  بحث بود که من گفتم اینا در دو ترجمه فرق میکنن و این دو کلمه تفاوت دارن delude  بیشتر موقعه ای استفاده میشه که آدم بخواد خودش رو گول بزنه ! ولی deceive  موقعه ای که یکی بخواد یکی دیگه رو فریب بده ! ایول به خودم مستر ایدیتور

راستی امروز قرار شد که داماد بشیم گیلیلیلی لییییییییی ماشالا ماشالا ماشالا

 

کلاس بعدی ترجمه متون ادبی بود .  امروز قرار بود که گروه اول ترجمه داستانشونو بیارن و ما هم نظر بدیم. البته خودشون فکر میکنن که escape goat  شدن ! چون گروه اول بودن. خیلیا فکر میکردن که مثل قبل میخوام گیر بدم . بعضیا میگن کوین بهمون گیر ندیاااا ! نه گیر نمیدم چون نمیخوام چهره بد هفته بشم !

نقد ها شروع شد و بچها شروع کردن به ایراد گرفتن. بعدش من دستم رو بردم بالا و گفتم : سلام علیکم ترجمتون خوب بود امیدوارم تو مرحله بعدی هم ببینمتون (the next Persian translator )  اگر مریم حیدرزاده اونجا بود میگفت از جنس صدات خوشم میاد استاد هم یه شعری خوند که منظورش این بود که آفرین کوین گوگولی مگولی، اگر میخواید نقد کنید خوبی ها رو هم بگید. درواقع باید اول خوبی ها رو گفت بعدش بدی ها. اشکالی که من به ترجمشون گرفتم کلمه به کلمه ترجمه کردن بعضی از اصطلاحات بود که البته قبلا یک جملشو قبلا بهشون گفته بودم و شاید همین باعثص شد که تمام ترجمه رو دوباره ویرایش کنن و درستشون کنن از این نظر خوب بود !

من و بهزاد و وحیدو احمد آخر کلاس بودیم ! صحنه برام عجیب بود ! از اونجا که نگاه میکردم حس کردم دارم جنگ گلادیاتورها رو میبینم ! همه بهم میپریدن روشونو بهم میکردن و از همدیگه انتقاد میکردن ! به بهزاد گفتم چرا دخترا اینجورین ؟

صحنه نبرد اینگونه بود :

سپاهیان اردوگاه منتقد نیزه های خود را آماده کردند و به سوی سپاهیان گروه حمله ور شدند. یکی نیزه یکی شمشیر و دیگره جام زهر به دست داشت و با هر اشتباهی که نمایان میگردید مجبور به نوشیدن آن جام میشد ! مداد یکی از فرماندهای سپاه منتقد از جناح چپ به سوی آنان حمله کرد و دو ضربه وارد کرد ! که ..... ( ادامه نبرد نوشته نخواهد شد )

خلاصه ما هم که خواستیم چهره بد هفته نشیم فقط یک ایراد گرفتیم که مثبتمان را بگیریم. چای و قند هم آوردیم اما سرد بود نشد مثبت بگیریم ! حیف !

همه بیرون بودیم تا سرگروه ها بمونن و نمره بدن من رفتم تو کلاس یه کاری داشتم استاد چنان گفت برو بیروووووون که انگار یک جت f16  یا شاید هم f14  از کنارم گذشت درجا یه چند بار استارت زدم تا دوباره پاهام به حرکت افتاد.

کلاس که تمام شد سر گروه اون گروه به من گفت دو نمره مثبت داری ! نمیدونم شاید چون گیر ندادم بشون اینو بم گفت یا شاید هم با کنایه گفت !

 

این هم از خاطرات امروز



جمعه 14 بهمن 1390 11:35 ب.ظ
"اساتید مورد علاقه من : همه"
جایی نگی من ایرانی ام
پاسخ Kevin : منظورت چیه ؟
رهرو
جمعه 26 فروردین 1390 03:25 ب.ظ
ولی جدن خاله سارا استاد عزیز و لحظه ورود و نشستن رو صندلی ندیدم
فک کردم از هم کلاسای خودمونه
بخصوص که استکان چای هم دستش بود
واسه همین افتخار پیدا کردیم تلاوت قرانتو دسته جمعی بشنفیم!
پاسخ Kevin : نمیدونی چطور داشت نگام میکرد (خنده)
رهرو
جمعه 26 فروردین 1390 03:22 ب.ظ
گروه بعدی فامیلامونن کوین جان
به مادر زنت که نمیشه نمره بد داد

تو می گی بهشون چند بدم ؟

گفته باشم که من اثلن اهل زد و بند نیستم

پاسخ Kevin : آره خوب میدونم. مادر زنه دیگه نمیشه کاریش کرد !10 بده ( آیکنه مادر زن سلام )
رهرو
جمعه 26 فروردین 1390 03:20 ب.ظ

قربون کوین داش امروز و پدر زن آینده ام برم
پس کی بساط عقد و عروسی رو راه میندازی ؟
زودی کارا رو راس و ریس کن که دارم پیر میشم

ماشالا ماشالا
قد بلندش
ماشالا

گ لی لی لی لی ... لی لی ...

فقط زودی بجنب
پاسخ Kevin : سلام. فعلادارم میجنبم ببینم چی میشه حالا ! 50 درصد جنبیدن حله ! ( آکن کوین جنبنده در حال خنده )
مجتبی جعفری
جمعه 26 فروردین 1390 11:35 ق.ظ
میگم یه كلاس حوزه هم برو
عجب صحنه ی نبردی بودها...
پنجشنبه 25 فروردین 1390 12:55 ب.ظ
این بی نامی که اینجا کامنت گذاشته اون بی نامی که اون پایین کامنت گذاشته نیس.
این دوتا با هم قاطی نشن.
پاسخ Kevin : میدونم
پنجشنبه 25 فروردین 1390 12:42 ب.ظ
حالا که بررسی آثار اسلامی میخوندی بیا یه نظر هم روی این شعر اسلامی بده!
پاسخ Kevin : متوجه نشدم !
maloosak
پنجشنبه 25 فروردین 1390 01:36 ق.ظ
سلام عجب جنگ باحالی بوده.ولی آخرش کی پیروز شد؟؟؟؟
پاسخ Kevin : سلام. برنده نداشت ! بعدا معلوم میشه.
pari
پنجشنبه 25 فروردین 1390 01:13 ق.ظ

in yeki az bhtarin postat bud ali
dashtam ghoran khundanto tasavor mkrdam
kash manam unja budam mididamt
un mosbataeyam k grfti alaki bud bgamhaaaaaa

پاسخ Kevin : سلام علیکم. نخیر واقعی بود ! حسووووود.
maryam
چهارشنبه 24 فروردین 1390 08:23 ق.ظ
شما که همیشه کارت درسته. اگه ایراد داشتیم بگو. کاری که جناب استاد خواسته. همه باید بجنگیم. میگم فیلم " naked weapon" رو دیدی. الان اون جوری شدیم.
پاسخ Kevin : پس بگرد تا بگردیم !
maryam
چهارشنبه 24 فروردین 1390 07:36 ق.ظ
واااااااااای خیلی خندیدم، استاد که سرت داد زده بود ترسیدی!!!!!!! گفتی تقصیر تو بود !!!! آقا ببخشید که سرت داد زده شد. نترس بابا ! شما که مثبت و گرفتی دیگه !! خیلی کلاس با حال بود. من و سر گروهم که اصلا استرس نداریم . مییییییییییییگذره
پاسخ Kevin : سلام. تقصیر تو بود دیگه ! این برنامه رو کی گذاشت ؟ من کارمو ولی درست انجام دادما (آیکن کوین چشمک زن ) حالا نمیدونم چطوری از شما ایراد بگرم برای ترجمه روم نمیشه اصلا ! (آیکن کوین خجالت زده ) راستی ساعت کامنتتو بخون ! من من 20 دقیقه بعدش جواب دادم ! (آیکن کوین سحرخیز)
razie
چهارشنبه 24 فروردین 1390 12:05 ق.ظ
ماشالا ماشالا بش بگین
ماشالااااااا

صد قل هو والله بش بگین
ماشالاااااااا

ماشالا به دوماد
ماشالاااااااااا

ماشالا به عروس
ماشالاااااااااا

گیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیللیلیلیلیلیلیللیلیلیلیلیلیللیلیلیلیلیلیللی

اینم تخلیه انرژی مثبت
پاسخ Kevin : ماشالا به همرشته ایه داماد ( اینم خواننده و دیجی تخیلی ! )
razie
چهارشنبه 24 فروردین 1390 12:00 ق.ظ
از این به بعد اخبار موثق بذار تو وبلاگت

ولی ای کاش راستکی بود من سریعا وارد حال و هوای عروسی شدم.

دیش دیری دی دین دیش دیری دی دین
حالا دس دس دسسسسسسس

خوب نمیشه توضیحات لازم رو هم برا کسایی مثه من که در جریان نیستن بنویسی که گمراه نشن؟
پاسخ Kevin : عزیزم جزییات تو بخش کامنتا معلوم میشه (خنده)
razie
سه شنبه 23 فروردین 1390 11:30 ب.ظ
نه مرسی من همینجا تبریکات را خدمت شما عرض مینمایم

این شعر هم تقدیم به شاداماد و عروس خانوم

سیته بیاوارمه
سیته بساوازمه
چارکی گوشته بره
ههه چارکی گوشته بره
پاسخ Kevin : سلام. ثنکس راضیه جون. ولی این دامادی جریان داره !! واقعی نیست !
razie
سه شنبه 23 فروردین 1390 11:23 ب.ظ
نه نمیخواد اصلا منو دعوت نکنی بیام عروسیت
پاسخ Kevin : بیا ! ماشین میفرستم دمه خونتون از اونجا با 6 تا ماشینو 10 تا موتور و 2 جت جنگنده اسکورتت کنن تا اینجا خوبه ؟
razie
سه شنبه 23 فروردین 1390 11:16 ب.ظ
راستی کوین والذین الظالمین درسته
تازشم با صوت که بخونی میشه والللذییییییین الظظظظظظالمیییین
پاسخ Kevin : خودم میدونستم خوب. با لهجه امریکن نوشتم !
razie
سه شنبه 23 فروردین 1390 11:15 ب.ظ
سلااااااااام.
چه خبر خوشیییییی
تبریییییک ایشالا بابا هم بشی
ببین یه گروه ارکستر تووووپ هم بیار بترکون تو این دوره زمونه تنها جایی که آدم میتونه خودشو خالی کنه همین عروسیاس...
پاسخ Kevin : سلام. بله همین عروسیهاست که ما را شاد مینمایاناناند است.
سه شنبه 23 فروردین 1390 10:20 ب.ظ
na manzuram in nabud man zarfiatam balast
lebase zede golule mipusham ye tofang ham miaram
har ke giir dada ba ye tir khalasesh mikonam
پاسخ Kevin : فاطیما جان سوژه درست کن واسه وبلاگ (خنده کوینی )
fatima
سه شنبه 23 فروردین 1390 09:55 ب.ظ
ama man gruhe avalo kamelan dark mikonaM akhe kare gruhii unam tarjome ye karii bayad bashe ke bacheha pishe ham bashan
in dorost nist ke sar goruho bebaran zire sooal /magee sar gruh chand dast dare???
tamame sakhtie kar ru sare modire gruh kharab mishe
man miduunam
emruz ye sare 5 saat edit kardam akharesham uni nashod ke mikhastam
پاسخ Kevin : اینو میگی که بهت گیر ندیم آره ؟ البته این گروه از اولشونم یه جورایی دعوا داشتن بعضیاشون !
fatima
سه شنبه 23 فروردین 1390 09:52 ب.ظ
salam
jaleb bud mesle in bud ke in vaghte shab dobare raftam unii
rastesh bacheha ro ke didam injur be ham miparan man tarsidam az hala sterese un ruzo gereftam akhe nissss manam bayad eraee bedam
ama kare man doroste tarjomam 20te
پاسخ Kevin : سلام. خودتم میگی ترجمت بیسته ! من که راحتم بهزاد سر گروهه ! آخییییش
حاج احمد
سه شنبه 23 فروردین 1390 09:49 ب.ظ
سلام. من کلا کار امروز بچه ها رو رد می کنم. اشتباه بود نفر اول که تخت گاز رفت. اصلا هیچی به جا نذاشت از ترجمه. آدم خودش رو بزاره جای اونا ببینید چه حالی دست میده.
پاسخ Kevin : سلام. آره حاجی. منم موافق نبودم. انشالا برای گروه های بعدی منطقی تر کار میشه !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر