تبلیغات
دانشجوی مترجمی زبان انگلیسی - کلاس ترجمه پیشرفته 1 ، خواندن متون مطبوعاتی

کلاس ترجمه پیشرفته 1 ، خواندن متون مطبوعاتی

 

نوع مطلب :نوشته های روزانه ،

نوشته شده توسط:Kevin

سلام

امروز سر کلاس ترجمه پیشرفته بودیم ، من هم ترجمه داشتم تایپ کردم و دست دوستم هم بود. سر کلاس همینجور به ترجمهای خود استاد هم گیر میدادیم که استاد گفت لقب editor  رو به شما میدهیم   زین پس editor  هم به القاب کوین اضافه شد. داشتم ترجمم رو میخوندم که وحید به ترجمم ایراد گرفت چون از خودم یه چیزی اضافه کرده بودم من هم با یک برگشت 360 درجه ای برگشتمو نگاش کردم ( چقدر خندیدیم بهم ) بعدش نوبت من شد که گیر بدم، وحید دوستم از روی ترجمه میخوند. توی 2 تا جمله ای که ترجمه کرده بود(بودیم) 4 تا بود، بود ( چی شد !!! ). منم بهش گیر دادم که چرا اینقدر بود بود نوشتی ( همون ترجمه دست خودمم بود به استاد گفتم که تو کارتونا اسم ها رو هم ترجمه میکنن! گفت مثال بزن گفتیم مثلا شیپورچی پسر شجاع بیگلی بیگلی .پلنگ صورتی  

      به هر حال این کلاس به خوبی و خوشی تمام شد. من کارت غذا رو هم نیوردم به جاش نشستم تو کلاس درررررس خوندم ( سمیر هم بود ) من یه متن خوب آماده کرده بودم برای خواندن متون مطبوعاتی . بلاخره گذاشتیم که خواهران ( خانم ها ) زودتر برن ارائه بدن ! بعدش من رفتم با اینکه متن کم بود اما پر از نکات مهم بود. که استاد گفت همه نکات رو بنویس رو تخته ! وقتی که من ارائه دادمش اومدم بشینم اما چند نفر از توی کلاس دست نزدن و استاد گفت که باید دست بزنید ( و این هم مهر تاییدی بود که استاد روی کار کوین جون زد ) استاد گفت تو هم براشون دست نزن کوین ! منم گفتم نه ما دست میزنیم تو مراممون نیست که دست نزنیم. و بعدش اس ام اس های ولدان کوین گود جاب کوین سرازیر شد ( و گفتند که به حسودها توجه نکن ) کلاس تمام شد ما توی همون کلاس ساعت بعدش اسناد 1 داشتیم.  بعضی از دوستان بسکویت داشتن میخوردن ( دو نفر ) اما به من تعارف نکردن !!! واااای چرا تک خوری !!! پسرا واقعا مهربونترن ! ویکی از همکلاسیا به من از تو کیفش یه چیزی داد نمیدونم چی بود اون لحظه فقط میخواستم یه چیزی بخورم کار نداشتم که چی توشه فقط یادمه گوشت بود. خوشمزه هم بود بفرمایید شام !!! ای وای سر کلاس ترجمه پیشرفته یه چیزی شد که من گفتم بفرمایید شام انگار همه نگاهش میکنن چون همه اطلاع داشتن حیف یادم نیست چرا اینو گفتم. استاد اومد من هم طبق معمول هرجور میخوام سر کلاس میشینم آخه این تنها کلاسی هست که استاندارد نیست ! هرجور میخوام میشینم. امین ( Mr question  ) گفت  میگم چرا راحت نیستم، بعدش مثل من نشست ! استاد که داشت درس میداد ما دوتا مهمون داشتیم. یکیشون این درسو پاس کرده بود ( فاطیما ) استاد خودش نشست گفت بیاد متنهارو ترجمه کنه و از اونجایی که ما به استادامون لغب خاله میدیم زین پس به فاطیما هم میگوییم خاله پرنده. بعضی جاهاش رو هم از رو خودش می گفت نمیدونم درست بود یا همینجوری میگفت ! اون یکی مهمون از اول کلاس تا آخرش پرده رو گرفته بود که جلوی آفتاب رو بگیره و از اون موقع اسم پرده دار رو گذاشتیم روش !!  

 این هم از امروز


یادم اومد نوشت : یادم اومد  سر کلاس درباره ترجمه پیش غذا استارترو دسر حرف میزدیم که فهمیدم همه منو اون تی وی نگاه میکنن ! بفرمایید شام !


یاری نوشت :

این هم وبلاگ آزی جان.، اگر خواستید یه سری بزنید.

http://azadsan.mihanblog.com/

 



سه شنبه 18 آبان 1395 12:24 ق.ظ
سلام.استاد خوب و کلاس خوب برای ترجمه سراغ دارید؟ میخوام یاد بگیرم.ممنون
Masi
دوشنبه 2 آذر 1394 01:26 ق.ظ
منم دانشجوی مترجمی زبان هستم و ازتون کمک میخام....
پاسخ Kevin : سلام چه کمکی؟
سحر
دوشنبه 30 تیر 1393 03:32 ب.ظ
سلام ، من درس زبان تخصصی کتاب "خواندن متون مطبوعات، صابر دلشاد، انتشارات سمت" معرفی کردن. می خواستم ببینم متن pdf هست
پاسخ Kevin : سلام من تاحالا پی دی اف کتاب پارسی تخصصی زبان ندیدم
رضا
شنبه 28 تیر 1393 03:12 ب.ظ
درود
دوست عزیز آیا ترجمه متن کتاب "خواندن متون مطبوعاتی دکتر دلشاد از انتشارات سمت" تو بازار گیر میاد؟
پاسخ Kevin : درود، متاسفانه اطلاعی ندارم اما معمولا ترجمه این کتابها هم هست
hadi
سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 02:42 ب.ظ
سلام دوست عزیز
میخواستم بدونم در مورد کتاب advnced English for translation هم مطلب دارید
ممنون می شوم راهنمایی بفرمایید
پاسخ Kevin : سلام نه متاسفانه
hadi
سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 02:42 ب.ظ
سلام دوست عزیز
میخواستم بدونم در مورد کتاب advnced English for translation هم مطلب دارید
ممنون می شوم راهنمایی بفرمایید
anita
جمعه 13 اردیبهشت 1392 10:10 ب.ظ
سلام کوین من دانشجوی سال آخر آموزش زبانم اما این ترم درس بدی داریم اصلا نمیفهمم خواندن متون مطبوعاتی . انکه بماند خواندن که توپم اما یه پروژه دارم باید فرانت پیج یه روزنامه رو قواعدش رو دربیارم 3 هفته است درگیرم نتونستم کاریش کنم البته من درس رو ارایه به استاد برداشتم امشب امدم اینجا شاید بتونی کمکم کنی به وبلاگ پسر کوچولوی من هم یه سری بزن ممنون میشم کمکم کنی.
اگه علاقه به وسایل قدیمی داری اینم یه وب دیگه
ajnasghadimi.blogfa.com
zahra
سه شنبه 15 فروردین 1391 12:20 ب.ظ
lotfan rajebe darsaye tarjome az terme 6 b bad matlab bezarid.mamnun
مانی
سه شنبه 7 تیر 1390 05:40 ب.ظ
hey dear , why you didnt update your weblog?
you know i have so much problem with your uncle jack c richards , tomorrow i have teaching method Exam of uncle richard,s book
پاسخ Kevin : سلام. امروز امتحانام تمام شد از امروز به بعد دوباره آپ میکنم. ولی من باهاش مشکلی ندارم :D
یکشنبه 15 اسفند 1389 03:39 ب.ظ
http://www.smilies.4-user.de/include/Liebe/smilie_love_345.gif
پاسخ Kevin : لطفا مزاحم نشید وگرنه تمام کامنهاتون حتی با اون اسم قبلی هم پاک میکنم !
خوشه گندم
یکشنبه 15 اسفند 1389 10:45 ق.ظ
پس منم با عقل تصمیم میگیرم و همه چیز رو واگذار میکنم بهش!
پاسخ Kevin : سلام. خوب کاری می کنی
omid
شنبه 14 اسفند 1389 05:00 ب.ظ




Hi
thanks for your help
please if you can, come my veblog and answer to these question

اگر در جمله 2 به جای mustn't می نوشتم shouldn't اشتباه بود؟
در جمله 10 میتونستم eat به جای have بنویسم
پاسخ Kevin : hi,ok
خوشه گندم
شنبه 14 اسفند 1389 04:46 ب.ظ
منم دانشجوی ترم 4 مترجمیم.....الانم دارم با شعر و نثر کلنجار میرم.
پاسخ Kevin : سلام. درسهای خوبین پاسشون کردم
محمد
جمعه 13 اسفند 1389 04:12 ب.ظ
سلام داش علی

منم تویه یه یونیورسیته ی دیگه ترجمه پیشرفته دارم
حال میده
بیا وبلاگم خااااااااااااکیه
پاسخ Kevin : سلام. بااااااشه اومدم.
نگار
جمعه 13 اسفند 1389 03:35 ب.ظ
سلام
ای بابا. مگه باید برات دست بزنن تا معلوم بشه خوب دادی؟ اونوقت میگی پسرا حسود نیستن؟ البته اگه با لهجه ی بریتیش داده بودی خوب می شد آخه بریتیش رو بهتر صحبت می کنی. راستی یکی از خواهرا بعد از شما داد به گمونم
پاسخ Kevin : سلام. بله داد ! ولی من موندم که بره اون خواهر ولی نرفت و چون از من زیاد استقبال کردن رفتم وگرنه خواستم که خواهر برن ! نه بحث دست زدن نیست، معرفت آدماست. همون خواهر گفت بریتیش نگو !!!!!!!!!!!!!!
roya
پنجشنبه 12 اسفند 1389 07:47 ب.ظ
سلام علی آقا ... واقعا که عجب فعالیتی داری شما... دوتا پستتو باهم خوندم کلی هم خندیدم ..... خدا خیرت بده واقعا آخه هروقت دلم هم گرفته باشه اگه بیام تو وبلاگ تو محاله که نخندم کلی که دپرس باشی لبخنده رو دیگه نمیشه نزد.... راستی خوش بحالت چقد تو دانشگاه بهت خوش میگذره... من که دارم به زور تحمل میکنم فقط بخاطر رشته ی عزیزمونه که دارم میسوزم و میسازم
امیدوارم همیشه شاد باشی و بمونی
پاسخ Kevin : سلام. خوشحالم که خوشحال میشی. انشالا که تو هم لذت ببری
maloosak
پنجشنبه 12 اسفند 1389 07:19 ب.ظ
درس به جای غذا....جایگزینیه جالبیه ...
پاسخ Kevin : سلام. آخه باید درس میخوندم کارت غذام هم انگار گم شده !
معصومه
پنجشنبه 12 اسفند 1389 06:22 ب.ظ
همیشه همه جا استثنا وجود داره.. این یادت نره..
پاسخ Kevin : سلام. ببببببببله. همه رو که نگفتم. ( آیکونه قلب کوین )
Sababoy
پنجشنبه 12 اسفند 1389 03:15 ب.ظ
سلام. با برگی دیگر از یادداشتهای سال 83 به روزم:

پا به پای بودنت خواهم بود.
I will be until your being.
پاسخ Kevin : سلام. حتما سر میزنم
سندس
پنجشنبه 12 اسفند 1389 02:08 ب.ظ
سلام
اینا به جای اون چند نفر كه برات دست نزدن
یعنی كارت غذا رو ول كردی رفتی سر درست
پاسخ Kevin : سلام. آره خوب درس مهم تره من میخوام چند سال دیگه بیام همینجا درس بدم خوب هاها
اونا رو ول کن مهم نیستن که. کی به اونا توجه میکنه !! اینجور آدما همیشه منزوی میشن تو جامعه
سندس
پنجشنبه 12 اسفند 1389 01:20 ب.ظ
سلام
حالا دیگه دخترا فقط حسودن
پاسخ Kevin : سلام. بله !
omid
پنجشنبه 12 اسفند 1389 12:02 ب.ظ



Hi
.My name is omid

.I'm from shiraz and my age is 13 years
.I'd like to learn english and I nead help in the way

؟Can you help me for better my english
پاسخ Kevin : سلام. بله چرا که نه
fouad
پنجشنبه 12 اسفند 1389 11:11 ق.ظ
عجب!!من که واست دست زدم . افرین. افرین
پاسخ Kevin : سلام پسری دیگه. حسادت تو وجود پسرا نیست عزیییییزم
مجتبی جعفری
چهارشنبه 11 اسفند 1389 07:04 ب.ظ
بالاخره منم قاطی شما دانشجوهای زبان شدم و خیلی به خودم میبالم كه به آرزوم رسیدم
امیدوارم با همه ی دوستای زبان بتونم آشنا شم. انشالله كه زبانم فول شد، میخوام ترانه ی انگلیسی هم بخونم
دیگه در سطح بین المللی مشهور و مجبوب میشویم
پاسخ Kevin : سلام. میخوای مجبوب بشی ؟ صفت جدیده آیا ؟ صدای من برای انگلیسی خیلی خوبه من میخوانم تا هاها کن بعدش خیلی قشنگ میشه ( خنده )
fatima
چهارشنبه 11 اسفند 1389 06:59 ب.ظ
کارتون پلنگ صورتی رو من گفتم

پاسخ Kevin : آره. وحید هم گفت بیگلی بیگلی !
fatima
چهارشنبه 11 اسفند 1389 06:57 ب.ظ
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااام

خیلی جالبه تمام این خاطرات مثله یه فیلم اومد جلو چشمم خیلی باااااااااااااااااااااااااااا حال بود.
امروز من خیلی خندیدم هنوز فکم درد میکنه
آره دیگه فاطیمای استاد حقمو خوردن وگرنه حالا من میبایستی در دانشگاه آکسفورد مشغول به تدریس میبودم .
پاسخ Kevin : سلام. بله من نویسنده خوبی هستم !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر