تبلیغات
دانشجوی مترجمی زبان انگلیسی - یک خاطره خیلی خیلی قدیمی

یک خاطره خیلی خیلی قدیمی

 

نوع مطلب :نوشته های روزانه ،

نوشته شده توسط:Kevin

سلام
این یکی از خاطره های خیلی خیلی قدیمی هست.
امیدوارم همکلاسی هام اینو یادشون بیاد.
این تصویر برنامه ای هست که ما ترم یک در اولین کلاسمون داشتیم. گفت شنود 1 استاد حبیب پور.
که منو فواد اول شدیم هورااااا. اول من بعدش فواد با 20 صدم کمتر از من. حالا این 20 صدم چطور کم شده نمیدونم شاید تشدید کم گذاشته.

برای دیدن عکس با کیفیت بالاتر اینجا کلیک کنید.






forough
دوشنبه 16 تیر 1393 09:51 ب.ظ
salam manam moshkele ronako daram ba vojude inke asheghe zabanam ama pashimunam k zabano b onvane reshte daneshga estefade kardam b nazareton vase arshad che reshtee bazare kare khubi dare??
پاسخ Kevin : سلام من که از این رشته دارم خوب پول در میارم ! همش به علاقه و توانایی های خود شما مربوط میشه. میتونی مدیریت بخونی
روناك
سه شنبه 10 دی 1392 08:14 ب.ظ
سلام من به طور اتفاقی سایت شما رو دیدم .....من دانشجوی سال آخر مترجمی زبان هستم می خواستم بدانم شما از تحصیل در این رشته راضی هستید؟ چون من ترم اخری از خواندن این رشته پشیمان شدم در آموزشگاه های زبان با ساعتی سه هزار و پانصد تومان درس می دهم و ترجمه متون هم هر صفحه چهار هزار تومان باید مثل....كار كنم تا چندر غاز در بیاید .با خودم فكر می كنم اگر این فرصت برایم پیش بیاید كه به خارج از كشور برم با مدرك زبان می خوام چه كار كنم ؟آنها خودشان زبان مادری شون انگلیسی به من چه احتیاجی دارند و حالا من 26 سالمه و فكر می كنم برای یاد گرفتن مهارت دیگه خیییییییلی دیر شده سر خورده شدم میشه من رو راهنمایی كنید اگر میشه جواب سوالم رو زودتر بدید.
خیلی متشكرم و آرزوی موفقیت برای شما دارم.
پاسخ Kevin : سلام روناک جان. بهم با یاهو یا موبایل پیام بده تا جواب بهتری بگیری
یکشنبه 24 بهمن 1389 11:58 ب.ظ
مگه به اسمه؟
پاسخ Kevin : بله به اسمه ! این مستطیله سپید رنگ رو که واسه خوشگلی نذاشتن !
یکشنبه 24 بهمن 1389 11:53 ب.ظ
سلام.فواد چی بهت گفت؟چرا ادمو میگیجید؟
پاسخ Kevin : سلام. شما اسمتو بگو تا منم بگم !
یکشنبه 24 بهمن 1389 05:32 ب.ظ
پاسخ Kevin : جانم ؟ میخجالتی ؟
سندس
یکشنبه 24 بهمن 1389 08:33 ق.ظ
سلام
آخه كوین با ورژن جدید دیگه چه صیغه ای
پاسخ Kevin : سلام. حالا میبینی خوب
معصومه
شنبه 23 بهمن 1389 11:48 ب.ظ
یادش بخیر.. مستر کوین اون موقعععععععععع تا مستر کوین الان.. (چشمک)
پاسخ Kevin : سلام. آره این کوین با اون کوین فرق میکنه تازه کوین با ورژن جدید هم میاد این ترم ! ایزو هم داره !
سندس
شنبه 23 بهمن 1389 10:11 ب.ظ
سلام
كجا بودین تا حالا
پاسخ Kevin : check email !!!
شنبه 23 بهمن 1389 08:29 ب.ظ
پاسخ Kevin : آخی
نینا
شنبه 23 بهمن 1389 12:38 ب.ظ
همچین میگی قدیمی.. انگار چند صد سال پیش بوده
پاسخ Kevin : اوهوم
Nicole
جمعه 22 بهمن 1389 10:46 ب.ظ
تاریخ این کامنت رو ثبت کنین
پاسخ Kevin : سلام باشه حتما. یک سال دیگه میرستمش برات.
breeze
جمعه 22 بهمن 1389 02:24 ق.ظ
تو خود خود اعتماد به نفسیا.
پاسخ Kevin : سلام آره چراکه نه !
sorina
پنجشنبه 21 بهمن 1389 04:13 ب.ظ
I'm up
پاسخ Kevin : سلام. دیدم ولی نمیشد نظر گذاشت
fouad
پنجشنبه 21 بهمن 1389 02:28 ب.ظ
حالا اونوقت دو ماه بعدش چی بهت گفتم؟
پاسخ Kevin : گفتی که الان وقتشه که دیگه چیز کنیم (خنده) یکم فکر کن یادت میاد از پلها داشتیم میومدیم پایین ! این چیز خیلی معنی میده ها !!! بگم ؟ بگم ؟
razie
پنجشنبه 21 بهمن 1389 10:51 ق.ظ
آخه مشکل من اینکه تند تند حرف میزنم چه فارسی چه لری چه انگلیسی(ولی تلفظ هام خوبن)...خیلی از دبیرام هم بهم ایراد گرفتن میگفتن تلفظ هات به درد مکالمه میخوره نه خوندن از روی متن...وقتی تو زبانسرا حرف میزدم بچه ها هی می گفتن یواشتر...منم وقتی یواش حرف میزنم جمله هام یادم میرن.الان وقتی زمان گرفتم این لکچرو تکرار کردم شد 13 دقیقه...اونوقت شما می گید 20 دقیقه...باید یه سه صفحه دیگه بهش اضافه کنم!یا سر بچه ها رو کلاه بذارم و هی ازشون سوال بپرسم.ولی من مجبورم منتظر جوابشون بمونم...به هر حال اینم یه خورده زمان میبره...شما خودتون آروم لکچر میدین یا تند تند؟ببخشید اینقد سوال پرسیدم.مرسی موفق باشین.
پاسخ Kevin : از استادتون بپرس چه فرقی بین تلفظ در مکالمه و خوندن از روی متن وجود داره ؟؟ دوتاش منبعشون مشابه هست که ! اگر سوال کنی خودشون میفهمن که داری وقت تلف میکنی ( مثل این قیلما آب قاطیش میکنی ! )
من لکچر رو آروم و واضح میگم چون باید بچها هم متوجه بشن چی میگه اون ها هم جزی از کلاس هستن یا که اگر بالاترین نمره رو گرفتی نگن ما نفهمیدیم چی گفت 20 گرفت !!!
razie
پنجشنبه 21 بهمن 1389 10:24 ق.ظ
سلام.ببخشید یه لکچر باید چقد طول بکشه؟البته منظورم اینکه اگه دیگران بخوان فک کنن تو خیلی بلدی چقد باید کشش بدی؟؟؟میشه در بین لکچر از بچه ها سوال بپرسم؟؟؟یا فقط اونا از من سوال می پرسن؟؟؟
پاسخ Kevin : سلام. سوال میتونی بپرسی اما نباید منتظر جواب بمونی و خودت ادامش بدی با جملاتی مثله interesting right ? or its not difficult or sth .من بیشتر از 20 دقیقه لکچر میدادم تون هم تو همین حدودا باشه خوبه ولی به زمان نیست !!! به نحوه ارائه ی لکچر ،بیانت و آهنگ صدات و واضح صحبت کردن بستگی داره به قول دوستم کیفیت مهمتر از کمییته !
pari
پنجشنبه 21 بهمن 1389 01:16 ق.ظ
felan are
badan moheme beghole khodt ta chanvaght are ama badesh kec b kec kari nadare
پاسخ Kevin : به نظر من که اینطوری میشه !!! برای همین این وبلاگ رو درست کردم که همه خاطرات توش باشن. هرچند وقت هم بک آپ ازش میگیرم.
pari
پنجشنبه 21 بهمن 1389 01:11 ق.ظ
khube ke enghad in chiza yadtano in chiza ro ngah midari ta akharesh haminjuri basheo hichizo yadt nare
dustatam yadty nare marefat dashte bashi niyazam be separe bala nadri
adam khodehs bayd marfta dashet bashe
پاسخ Kevin : سلام. فعلا که ما داریم !!!
سندس
پنجشنبه 21 بهمن 1389 12:36 ق.ظ
سلام كار خوبی كردی برگه هاتو نگه داشتی بعدها به درد میخورن تبدیل میشن به كلی خاطره .....راستش من كل یادداشتهای و عكسهای دانشگاه و نگه داشتم بعضی وقتها به عكسها نگاه میكنم دلم میگیره چون یكی از بچه های كلاس كه بهترین دوستم بود رو از دست دادیم یادش بخیر روحش شاد
پاسخ Kevin : سلام. آره فقط همینا میمونن !
fatima
پنجشنبه 21 بهمن 1389 12:15 ق.ظ
سلام .

همین الان موفق شدم عکسو ببینم . چه جالبه که تا الان نگه داشتی من بعد از هر ترم برگه ها رو دور میندازم .

عکس و که دیدم خیلی از خاطره های اون موقع اومد تو ذهنم یکی ایشون این بود که من با اختلاف بیست و پنج صدم سوم شدم .
یاد باد آن روزگاران یاد باد.....
پاسخ Kevin : سلام. خیلی چیزای دیگه دارم که بخاطر موارد امنیتی نمیتونم نشون بدم !!! اونموقع شماره داوطلبی من هم لو رفت!
سندس
چهارشنبه 20 بهمن 1389 11:26 ب.ظ
سلام
والا منم نفهمیدم قضیه چیه خوب حالا خاطره هم تعریف میكردی تا ما هم بفهمیم چه خبره
پاسخ Kevin : سلام. این برنامه درسی اولین کلاسی بود که توی دانشگاه داشتیم ! حالا با این برنامه پیش رفتیم یا نه بماند. قصد نشون دادن این برگه هست و اینکه من همه برگها رو نگه میدارم حتی اولین لکچر های بچها رو.
زهرا
چهارشنبه 20 بهمن 1389 08:50 ب.ظ
من که نفهمیدم چه خبره
پاسخ Kevin : سلام. خودم میدونم !!!
fatima
چهارشنبه 20 بهمن 1389 08:49 ب.ظ
میگم اگه میشه عکس رو واسه اون دسته از عزیزانی که قادر به دیدن نیستن توصیف کنید تا تو دلشون نمونه غمباد کنن خدای نکرده واسه ترم جدید ناخوش بر سر کلاس حضور یابند .

باشد که مساعدت شود.
پاسخ Kevin : خوب لینک گذاشتم ( اینجا کلیک کنید )
fatima
چهارشنبه 20 بهمن 1389 08:43 ب.ظ
حالا که به بعضییییییییییییییییییییییییییییا حسسسسسسسسسسسسسسسساسسسسسسسسسسی باشه بذار بگم .
من خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی لکچرم عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالللیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود.
پاسخ Kevin : اوهووووووووووووووووووووووووووووووووووووووم !!!!!!
maryam
چهارشنبه 20 بهمن 1389 08:31 ب.ظ
وای منم یادمه! خیلی با حال بود. میدونی از شما چی تو ذهنم از اون موقع مونده؟؟؟؟ خیییییلی چاق بودی و خوب انگلیسی حرف میزدی برا همین حواسم بهت بود که دیگه میخوای چی بگی.
پاسخ Kevin : سلام مریم جون آره، خییییلی چاق نبودم !!! خییییییییییییییییییییلی چاق بودم شایدم یکم بیشتر. ولی خودمو خودتو فواد نیتیو بودیم ( خنده )
fatima
چهارشنبه 20 بهمن 1389 08:31 ب.ظ
سلام .یادش به خیر ترم اول کلاس گفت و شنود هیچ وقت یادم نمیره .
چه زود گذشت وقتی حرف میزدم استرس داشتم اما حالا اصلا استرس ندارم حتی یه زره تازه پررو هم شدم .
اما خوب پیشرفتم فوق العاده بوده.
من عکسو نمیتونم ببینم
پاسخ Kevin : سلام. آره خیلی پر رو شدیا (خنده) البته نه از اون پر روا. درست یادم نیست کیا ( نه اون کیا ) تو کلاسمون بودن !!! کاش بیان بگن آخه ماله خیلی وقته پیشه. ولی عجب لکچری دادما ( رپر )
رهرو
چهارشنبه 20 بهمن 1389 08:24 ب.ظ

سلام همکلاسی تو چقد با کلاسی
هم کوین خودمونی و هم کوین آمریکایی

من یادم نیس
نه این که یادم نباشه
کلن تو حافظمو سرچ زدم نبیییید

آخه اون ترم تو هالیوود نبودم

همش 3 ترمه هم کلاس شدیم

پاسخ Kevin : سلام 3 ترمه ولی برای ما انگار از اول بودی. به قول بعضیها عزیییییییییزم !
Fouad
چهارشنبه 20 بهمن 1389 07:54 ب.ظ
چی بهت گفتم ولک؟
پاسخ Kevin : گفتی زبانکده چی میشه ؟
تازه حتی یادم میاد که 2 ماه بعدش چی بهم گفتی !
razie
چهارشنبه 20 بهمن 1389 07:52 ب.ظ
نه.مشکل اینجاست که این استاده اصلا برگه هارو تصحیح نمی کنه...هر کاری بخوای انجام بدی باید سر کلاس انجام بدی... میگن عشق تلفظه منم تلفظام به نظر خودم که خوبه.ولی از بدشانسیه من سرماخوردم صدام هم گرفته اصلا نمی تونم حرف بزنم...شنبه هم باید لکچر بدیم.ماااااااااااماااااااااااااان......
پاسخ Kevin : سلام. پس مثل خودمه برگهارو صحیح نمیکنه. بنظره من کاره اضافییه (خنده) منم بیشتر فعالیت بچهارو در نظر میگیرم. خوب ترم که یک هفته نیست !! انشالا خوب میشه اون موقع خودتو نشون بده.
razie
چهارشنبه 20 بهمن 1389 07:41 ب.ظ
وای خوش به حالتون ظاهرا عمو حبیب خیلی استاد مهربونی بودن.منم الان ترم اولی هستم...ولی استاد گفت و شنودمون وحشتنااااک سختگیر....از بدشانسیه ما دستور نگارشمون رو هم گرفته...به هر کی میگیم با تعجب جواب میده اصلا سابقه نداشته که دستور نگارش رو هم بگیره...بد شانسی به این می گن...موفق باشین ترم بالایی ها...
پاسخ Kevin : سلام. آره اتفاقا چند روز پیش باهاش حرف زدم. تجربه نشون داده تو اگه درستو بخونی حتی اگر استاد سخت گیر باشه از عهدش برمیای.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30