تبلیغات
دانشجوی مترجمی زبان انگلیسی - stop it

stop it

 

نوع مطلب :نوشته های روزانه ،

نوشته شده توسط:Kevin

Hi


stop writing about love,

keep silent in your room

knock knock

he is coming ( on horse )

your dreams come true

however your face will get blue


I LOVE YOU .... THREE WORDS ARE NOT ENOUGH

Kevin ( 1989-2068 )


نقد شعر توسط عمو شکسپیر :

room اینجا بر میگرده به محدودیتی که دختر ها دارن باید ساکت بشینن تا یکی بیاد بگیرتشون ( آیکونه شکسپیر دلسوز )
knock knock هم یعنی اینکه دیگه دوران بچگی تمام شد. بیدار شو بیدار شو. حالا این صداها میتونه اونو به خوشبختی برسونه یا به ...
dreams بر میگرده به رویاهایی که دخترا دارن مثلا پسره با اسب سفید میاد دنبالش
blue هم یعنی اینکه میره میبینه از عشق خبری نیست. زندگیش تباه میشه
سه کلمه آخر هم مشخصه !  3 عدد نحسی هست !

کل این شعر به داستان Adam and Eve بر میگرده !


پرستو
سه شنبه 12 بهمن 1389 12:55 ق.ظ
سلام
داشتم دنبال لکچر میگشتم وبتون رو پیدا کردم
موفق باشید
razie
شنبه 2 بهمن 1389 12:59 ب.ظ
ن...خ...ی...ر...
سرینا خانوم راضیه خانوم از خودش مطمئنه.
حالت نرمال اینکه:یه دختر به سن من و شماها مهم ترین دغدغه زندگیش درسش باشه.پسره هم اگه خیلی دوسم داره منتظر بشینه خونه باباش تا من درسم تموم شه.
من که مثه شما نیستم وقتی میفهمید خواستگار براتون اومده از خوشحالی آسفالت خیابونو از جا میکنید...
پاسخ Kevin : اوهوم بله !
sorina
جمعه 1 بهمن 1389 04:09 ب.ظ
معلومه که حس دخترها روخیلی خوب می فهمی!!!
راضیه خانمم زیادی از خودش مطمئنه فک میکنم بخاطراینه که نمیخوادجلوی تو که پسری کم بیاره .
آه اسب سفید من ور آر یو؟!!!!
پاسخ Kevin : پسره اسب سفیدته ؟
nina
دوشنبه 27 دی 1389 04:54 ب.ظ
i came back to blogfa.. there wasnot my place..
nina
دوشنبه 27 دی 1389 04:53 ب.ظ
i came back to blogfa.. there wasnot my place..
شكوفا
دوشنبه 27 دی 1389 12:23 ق.ظ
ی دوست اگه بگم نمیشناسی
پاسخ Kevin : دوست رو معمولا میشناسن ! اگر نا آشنا باشه که دیگه دوست نیست !
شكوفا
یکشنبه 26 دی 1389 11:51 ب.ظ
سلام....
پاسخ Kevin : سلام علیکم !
haj ahmad
شنبه 25 دی 1389 02:59 ق.ظ
سلام . خیلی خوب بود حال کردیم. زیبا بود .
but u know wich dream comes true. in fact is there any dream in iranians young.
the answer is absolutly obvious NO
what we should do is fighting fo freedom .a eternity freedom.not for a period of time.
پاسخ Kevin : سلام. منو وارد بازیهای سیاسی نکن. من همین که آزادی توی وبلاگ خودم داشته باشم واسم بسه ! سپاس ( آیکونه کوین نصفیش زیر زمینه )
بهنام
جمعه 24 دی 1389 10:29 ق.ظ
کوین خیلی باحالی! یه دونه ای! دردونه ای!
pari
پنجشنبه 23 دی 1389 06:22 ب.ظ
khob horse namade lust hast k khode asbam hevun emardunas pas dokhtara hamun mojarad bemunan bhtare ta ba ye hamchin mardi ezdevaj konan magarnke kec bashe k faghat b physical love fek nkne as amu tavuc said badsham wolaa alanesh khyli az dokhtara mitunan khastgari knan va inkaro krdan na gonahe na ghyre mojaze n ahija umad k nmitunan badam ham mitunan ashghe shan taze una haghe entekhab daran mitunan ghabulam nknan in adade 3 ham brmgrde b pesara
adam and eve
ama ghashang bud ali dige vaghteshe ke ketabeto bedi birun rajbe adam and eve
پاسخ Kevin : سلام. اتفاقا یه کتاب درباره ادبیات انگلیسی دارم مینویسم. با دکتر دریا بندری قراره روش کار کنیم ! البته قبلش یه سر میریم بندر.
razie
پنجشنبه 23 دی 1389 06:06 ب.ظ
در حال حاضر ما که نقد نمیکنیم.در ابتدا نظر خودمون رو دادیم بعدش ایشون خودشون هی سوال میکردن ما هم رسم ادب رو بجا آورده و جواب میدادیم.جاست همین.
پاسخ Kevin : جاست ما هم دیگه سوال نمیکنیم
Bittersweet
پنجشنبه 23 دی 1389 06:02 ب.ظ
شما چیزی رو نقد نكنین بهتره.طفلی شاعر چه زوری میزنه شعر میگه اون وقت شما در عرض چند ثانیه گند می زنین به اثر هنریش!!!!
هر چند كار شما هم به همون اندازه قابل تعجبه!!
پسرای این دوره زمونه حتی پول شارژ شونم از دخترا گدایی میكنن پولشون كجا بود كه اسب سفیدشونو مهتر كنن؟؟!!!
پاسخ Kevin : نمیدونم دیگه به کوین میگم از این شعرا نگه !
razie
پنجشنبه 23 دی 1389 05:55 ب.ظ
نه دیگه در اون حد که شما میگی!!!
مگه چه خبره از خوشحالی خوابشون نبره؟؟؟
برج میلاد به اسمشون زدن؟یه خواستگار داشتن.اگه یه دختر در کل عمرش بخواد با هر خواستگاری که براش میاد خوابش نبره و تا صبح شعر عشقولانه واسه خودش بخونه,که دیگه زندگی براش نمیمونه!!!
مگه واقعا اونم پسره رو دوس داشته باشه و البته عشق دو طرفه باشه!
خیلی بده که اینجوری در مورد دخترا فکر میکنید.
دخترا هم در این موارد مثه شماها رفتار میکنن.
پاسخ Kevin : مگه ما چطور رفتار میکنیم
razie
پنجشنبه 23 دی 1389 05:10 ب.ظ
اونم میتونه دلایل مختلفی داشته باشه:
مثلا شاید پسره تو زمستون ازش خواستگاری کنه و صورت دختره قرمز باشه.(در این حالت صورت هردوشون قرمزه).
پاسخ Kevin : نه در یک شرایط کاملا نرمال هستن اون موقع چی ؟ نگو که دخترا از اینکه میبینن یه پسری میخوادشون از خوشحالی خوابشون نمیبره !
razie
پنجشنبه 23 دی 1389 05:05 ب.ظ
اینم یادم رفت:
قبل از اینکه دختر آشپزخونه رو ترک کنه به مامانش میگه:ن...خ...ی...ر...
من میخوام درسمو بخونم!مگه دیونه ام؟؟؟؟
پاسخ Kevin : آره حتما. برا همین همه نمره هاش 10 میشن ؟
razie
پنجشنبه 23 دی 1389 05:01 ب.ظ
این به این خاطر که تو پسری از این چیزا سر درنمیاری.
وقتی خواستگار میاد مامان دخترشو صدا میکنه که بیاد تو آشپزخونه و یه چایی لیوانی واسش میریزه.بعد که دختر شروع به خوردن میکنه مامان بهش میگه.ییهو چایی تو گلوی دختر گیر میکنه به همراه قند.و قرمز میشه.پس قرمز شدن اینجا هم باز به گرمای چایی و خفه شدن دختر برمیگرده.بعدشم که دختر چاییش رو خورد به اتاقش برمیگرده و درسشو میخونه...تمام.
پاسخ Kevin : مطمئنی میره به درسش فکر میکنه ؟ اگر پسره مستقیم خواستگاری کرد چی ؟ اونم بدون چایی !!!
razie
پنجشنبه 23 دی 1389 04:49 ب.ظ
قرمز نمیشیم!!!
اون به خاطر گرمای چایی هاست....
پاسخ Kevin : نخیر. وقتی که میشنوید خاستگار میخواد بیاد اینجور میشید. اونموقه که چایی تو کار نیست !
fatima
پنجشنبه 23 دی 1389 04:48 ب.ظ
خوب در اینجا باید بگم شعر کوین خودش یه جور مظلوم بودن دخترا رو نشون میده .

من که خوشم اومد.
پاسخ Kevin : من متعلق به جامعه هستم.
razie
پنجشنبه 23 دی 1389 04:46 ب.ظ
آره.تو ایران دخترا خیلی مظلوم واقع شدن.
دستت درد نکنه...به جا یه مطلب 10 مطلب بنویس.
پاسخ Kevin : چرا 10 تا
razie
پنجشنبه 23 دی 1389 04:44 ب.ظ
چراااااااااااااااااا!!!!!
شاید یه خورده فک کنیم.....ولی این یه خورده که می گم خیلی یه خورده اس.اصلا به چشم نمیاد.مقدارش به اندازه اصطکاک بین لاستیک های ماشین و جاده وقتی که جاده یخ بسته...
پاسخ Kevin : اوهوم. برا همینه وقتی خواستگار یا خاستگار میاد قرمز میشید ؟
fatima
پنجشنبه 23 دی 1389 04:41 ب.ظ
تو ایران دخترا خیلی مظلوم واقع شدن .یادم باشه یه شعر در این زمینه بگم .
نمیدونم چرا هر چی به جلو پیش میریم این سنت ها و عقاید سنتی پای ما نمیشن .
پاسخ Kevin : میشن. چرا نشن
razie
پنجشنبه 23 دی 1389 04:34 ب.ظ
من که ته قلبم همین چیزایی بود که گفتم!
پاسخ Kevin : اوهوم ولی فکر نمیکنم اینجور باشها یه نگا دیکه بنداز
razie
پنجشنبه 23 دی 1389 04:33 ب.ظ
کدومو؟اولا؟دوما؟یا سوما؟
fatima
پنجشنبه 23 دی 1389 04:30 ب.ظ
البته باید گفت که شعرت یه جورایی با جامعه ی سنتی ما سازگار داره .چون سبک ازدواج ما ایرانی ها از زمین تا آسمون با اروپایی ها فرق میکنه . به نکته خوبی اشاره کردی .
پاسخ Kevin : آره ما خارجیا یه جور دیگه هستیم
razie
پنجشنبه 23 دی 1389 04:28 ب.ظ
عمو شکسپیر اشتباه نقد کردن شعرو:
اولا:پسرها خیلی منت هم میکشن تا ما جواب + بهشون بدیم پس این محدودیت نیست,های کلاس بودن و برتریه ما دخملارو نسبت به پسرا نشون میده.
دوما:این رویایی که نوشتی مال زمان مامان بزرگ منه.(تازه مامان بزرگم با پیکان سفید اومدن دنبالش نه با اسب سفید.)دنیا پیشرفت کرده,وسایل نقلیه هم همینطور.
سوما:ما دخترها عجله ای در ازدواج که نداریم.هر وقت عشق واقعی رو یافتیم اون موقع یه خورده در مورد ازدواج و اینجور چیزا فکر میکنیم.

پاسخ Kevin : اینو از ته قلبت نگفتی مطمئنم
fatima
پنجشنبه 23 دی 1389 04:22 ب.ظ
خوب سوالاتی مثله اینکه مثلا چرا باید درباره ی عشق ننوشت ؟

چرا؟ واقعا چرا؟ عشق واقعی جزیی از زندگی ماست اصلا ما اومدیم که عاشق باشیم تا زندگی کنیم .البته منظورم از عشق اینجا با عشق واقعیه از اونا که فقط زیره یه سقف باید باشه
پاسخ Kevin : حالا نمیشه از اون عشقها داشت که زیر دو سقف باشن ؟ شاید 2 تا اتاق داشتن.
عشق داره لوس میشه دیگه. این همه موضوع دیگه که به واقعیت بیشتر نزدیکن
fatima
پنجشنبه 23 دی 1389 04:17 ب.ظ
سلام .

شعر جالبیه یه کلی سوال تو ذهنم بوجود امومد اما با بعضی جاهاش موافق نیستم .
دنیا عوض شده فکر نکنم دخترا منتظر بمونن تا لئوناردو با اسبش بیاد باش برن .
سرشون تو لاکه درسه .ایشالا ارشد و بالاتر از اون .
حالا اگه لئوناردو با اسب اومد ما دخترا عمرا قبول کنیم .
پاسخ Kevin : سلام. چه سوالایی مثلا ؟
آره چرا نرید ؟
razie
پنجشنبه 23 دی 1389 04:12 ب.ظ
آیرونی؟؟؟؟
آیرونی دیگه چیه؟؟؟
اسم دختر مورد علاقته آیا؟؟؟
پاسخ Kevin : آره خارجیه ! کنایه داره.
razie
پنجشنبه 23 دی 1389 04:00 ب.ظ
تبریییییییییییک!!!مبارکا باشه!!!
بالاخره شما هم به جمع عشاق اضافه شدین!!
حالا این دختر خوشبخت کی هست؟؟؟
اگه تونستم یه شعر در وصفش می نویسم.با این عنوان:"وقتی که شاگرد اول ها هم عاشق می شوند"
پاسخ Kevin : سلام razie جان این آیرونی داشت !!! برو بقیش رو هم بخون...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر