تبلیغات
دانشجوی مترجمی زبان انگلیسی - امروز در یونی

امروز در یونی

 

نوع مطلب :نوشته های روزانه ،

نوشته شده توسط:Kevin

سلام

شب یلدا مبارک

امروز با دوستم داشتیم تو محوطه راه میرفتیم که یه دختره چکمه بندی پوشیده بود دوستم گفت wow چکمه رو !
دختره دوقدم رفت اونورتر اما .... یه خانم حراستی جلوش بود  انگار بش گیر داده بود دختره هم اهل اهواز بود با لهجه خودش گفت به چکمه هم گیر میدیییین؟ ( معمولا آخر کلمه رو میکشن مثه خودمون )
شانسه دیگه ... اما اون خاله حراستیه نبود.

دوتا از بچها رفته بودن کتابخونه طرف بش گفت کارتتون . اونم کارت کتابخونشو نشون داد گفت عکس خودته ؟ دوستم گفت نه بابامه ( بازم بیشتر کوپنش حرف زد این ). طرف یه برگه گذاشت جلو دوستم گفت حالا اینو بده بابات امضا کنه بعد کتابو ببر
یکی میخواست یه پایان نامه رو بیاره بیرون که ازش کپی بگیره یه دفه بوق زد (انگار میخواد بدزدنش ) مسئولش گفت کجا میری ؟ گفت میرم آب بخورم ( نتیجه اخلاقی : اجازه نداری پایان نامه از کتابخانه خارج کنید )

امروز روز آخر کلاس بیان 2 بود. اینم تمام شد. یادش بخیر دیگه تکرار نمیشه ... شاید تو زندگی بعدی بازم زبان خندیم و بازم سامری گفتیم ...

امروز رفته بودم سر کلاس واژه شناسی یه استاده دیگه ، جالب اینه که همون درس رو دیروز خونده بودیم خودمون همشو بلد بودم استاد که درس میداد به بچها میگفتم که قبل از اینکه استاد نکته رو بگه اونا بگن ( وای چقدر زرنگن بچها ). نمره اکثر بچها خوب شده بود توی میانترم هاشون استاد گفت مثل اینکه سوالات لو رفتن !  باید ببینیم فاینال چیکار میکنید. یکی از بچها گفت اگر بذارید همونطور که سر امتحان میان ترم نشستیم بشینیم بازم خوب میگیریم ( یعنی تقلب ؟ )


azad
شنبه 7 اسفند 1389 11:50 ق.ظ
salam
in lahjeye andimeshkiiiiit koshte mano
chakmeeeeeee?
ya boot?
hahaha
پاسخ Kevin : سلام. اینجوریه دیگه به قول خودت dide dide
پنجشنبه 2 دی 1389 09:44 ق.ظ
Hi dear Kevin

Thnx alot..that's perfect

i need another help too

i am writing my writing now...
Can i mail it to you when i finnished?

Can you help me to correct the whole writing?

that will be a big help to me

i will mail it to you...

but you correct it if you Can

waiting for you

Yummy
پاسخ Kevin : yes if i had chance
unknown
چهارشنبه 1 دی 1389 11:00 ب.ظ
بازم ایول سمیییییییییییییر
پاسخ Kevin : بله King of essays
Lord of essays
سندس
چهارشنبه 1 دی 1389 10:25 ب.ظ
سلام
دارم دنبال كار میگردم و میخوام كم كم شروع كنم زبانم تقویت كنم شاید تونستم یه روزی مجدد مترجمی بخونم
پاسخ Kevin : یک روزی؟ شاید همین فردا ! شاید هم در زندگی بعدی !
Yummy girl
چهارشنبه 1 دی 1389 07:42 ب.ظ
im waiting for your Cm till tomorow
پاسخ Kevin : Suggested topic By my friend Sammir : Success in academic career
Suggested text:
success has a significant role in human life that leads them to have a fantastic life. Academic success is one of the significant things in anybody's life, because of three main aspects, including: success in social life, in future and also in studying.
www.samessay.blogspot.com
Yummy girl
چهارشنبه 1 دی 1389 07:42 ب.ظ
hi honey

Can you Help me?

i'm at 3rd semester of En translating

for Saturday i should wright an writing and i need your help for Topic sentence

would you mind helping me?


this is topic:

Meaning of Success in academic career

and we should write in classification style

i really need your held

i had write many writing but this is counted as our mid term

this is my topic sentence:


success is part of humman's life that leads person living better. Success in accademic career is very important in one's life, because of having 3 main aspects like: success in social life, success in future life, and also in studing

Could you help me correcting my topic sentence?
سندس
چهارشنبه 1 دی 1389 05:55 ب.ظ
سلام
ببخشید !!! جون خودمو از چاله بندازم تو چاه اصن نخواستیم پولدار شیم
پاسخ Kevin : سلام آره باید کار کرد. منم دارم کار میکنم نمیدونم کی پولدار میشم ولی امیدوارم یکم بتونم پس انداز کنم تا برای ادامه تحصیل برم خارج
سندس
چهارشنبه 1 دی 1389 05:49 ب.ظ
سلام
(حسن)یعنی چی؟
دنیای ضرب المثل های انگلیسی
چهارشنبه 1 دی 1389 04:03 ب.ظ
الهه
چهارشنبه 1 دی 1389 03:28 ب.ظ
نمی خواد اعلامیه بزنن.ولی اونی که می پوشه باید حواسش باشه کجا اومده.دانشگاه دانشگاه............
پاسخ Kevin : به نظر من که اصلا اشکال نداشت. کفش یا چکمه رو چرا میپوشیم ؟ برای پوشش پا. پس هر چیزی میتونه باشه
الهه
چهارشنبه 1 دی 1389 03:20 ب.ظ
حق با خاله حراستیه دیگه مگه دانشگاه جای چکمه پوشیدنه.بازم چکمه داریم تا چکمه.چکمه عروسی چکمه ی دانشگاه چکمه ی........... .
پاسخ Kevin : نه دیگه اگر اینطوری بود باید اعلامیه میزدن مشخص میکردن که کدوم چکمه مجازه
چهارشنبه 1 دی 1389 11:42 ق.ظ
کوین جان.دمت گرم.واقعا حال کردم با این وبلاگت.
پاسخ Kevin : thanks
الهه
چهارشنبه 1 دی 1389 11:21 ق.ظ
سلام بر کوین عزیز
حال و احوالتون چطوره ،ببینم آقا کوین نکنه شما برای سازمان مجاهدین آموزش میبینین که اینقدر بهتون گیر میدن آخه استفاده از کتابخونه و پوشیدن لباس به میل خودمون (البته اگه چیز دار نباشه )هم گیر دادن داره آخه این هم شد دانشگاه ،دشمناتون واستون بمیرن ،چقدر بهتون سخت میگذره ،یلدا که گذشت ولی انشالله بهتون خوش گذشته باشه
پاسخ Kevin : سلام. ممنون. به من گیر ندادن به یکی از دوستان که خواست نامش فاش نشود گیر دادن. من که خسته بودم دیشب وحشتناک،14 ساعت بیرون از خونه بودم !
..........
چهارشنبه 1 دی 1389 01:39 ق.ظ
من که زیاد مطمئن نیستم لرهای عاشق فراوان باشن!ولی چون این واقعه (عاشق شدن لر) هر 400 سال یکبار روی میده برو خیالت راحت باشه که عاشق نمیشی چون حدودا 30 سال پیش پدرت زحمتشو کشیده!
پاسخ Kevin : استادمون میگه عشق واقعی عشق لره. راست میگه دیگه. نمیشه ردش کرد
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
چهارشنبه 1 دی 1389 01:20 ق.ظ
پس چرا همینجور نشستی؟؟برو ثبتش کن!
پاسخ Kevin : آخه خیلین کتاب جا نداره ( از یکی بیشتر نمیشه نوشت حیف ) راستی پس خودم چی ؟
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چهارشنبه 1 دی 1389 12:54 ق.ظ
پس اینجوری هاست؟آره؟صد البته اون استادتون که کارش خیلی درسته.......ولی لرها اصلا عاشق نمیشن!اگه یه موقع یه لر رو پیدا کردی که عاشق بود برو به نام خودت تو کتاب رکوردهای گینس ثبتش کن!چون لرها هیچ وقت عاشق نمیشن!
پاسخ Kevin : بابای خوب و خوشتیپ خودم
.....................
چهارشنبه 1 دی 1389 12:32 ق.ظ
شما میتونید با یه پیرزن پولدار که قبلا 328بار ازدواج کرده ازدواج کنید!هم سنت پیامبر رو به اجرا درآوردید و هم عصای دسته اون پیرزن میشید!مثن قرصاشو بش میدید اگه پوشک محافظ بزرگسالان استفاده میکنه براش عوض میکنید و خیلی کارای دیگه که ثواب و اجر اخروی هم داره!شما مردا هم پولدار میشید ولی دیگه از عشقولانه خبری نیست.
پاسخ Kevin : آها. ما یه استادی داریم که میگه عشق لر خداییه !
12
چهارشنبه 1 دی 1389 12:20 ق.ظ
شما نیاز نیست کاری بکنید.فقط هر ماه زحمت میکشید یه توک پا تشریف میبرید دادگاه خانواده به همراه چند سکه تمام بهار ناقابل به همراه یه خودکار برای امضا کردن و یه جفت چشم برای مشاهده کردن معشوقتون که چطوری سکه هارو برمیداره و میره!بعد از اون هم میرید پی زندگیتون!البته اگه چیزی ازش مونده باشه!
پاسخ Kevin : نه. منظورم برای پولدار شدنه !
!!!!
چهارشنبه 1 دی 1389 12:09 ق.ظ
سندس جان یه راه مطمئن و بی خطر و حلال بلدم که تازه مبلغشم خودت میتونی تعیین کنی! به اولین خواستگارت جواب + بده مهریتم تاریخ تولد خودت به سال میلادی....بعد از یه هفته بگو با هم تفاهم نداریم! به همین راحتی!
پاسخ Kevin : آها اینم یه راهشه ولی ما چیکار کنیم پس ؟
.
چهارشنبه 1 دی 1389 12:01 ق.ظ
ولی به جاش یه روحیه حساس و لطیفی دارن!به گوش یکی از دبیر پرورشیها رسیده بود که بچه ها پشت سرش مسخرش میکنن و بهش میگن گلابی!اونم بدون اینکه پیگیر ماجرا شه و حق اونا رو کف دستشون بذاره مدرسمون رو بدرود گفت و رفت.
پاسخ Kevin : آخی خوب من میگم که حراستی ها به بهشت میروند
سندس
سه شنبه 30 آذر 1389 11:58 ب.ظ
باشه اگه چیزی به خاطر مبارك رسید خبرم كن یه راهی هست اینكه برم بانك بزنم
كمكم میكنی
پاسخ Kevin : بانک بزنیم ؟ خطر داره حسن
سندس
سه شنبه 30 آذر 1389 11:36 ب.ظ
میدونم نمیشه
پاسخ Kevin : حالا فکر کن شاید بشه. منم فکر میکنم
!
سه شنبه 30 آذر 1389 11:36 ب.ظ
راهنمایی که بودم یه دبیر پرورشی داشتیم که هر هفته ناخن های بچه ها رو چک میکرد که مبادا بلند باشن!و هرکی هم که ناخنهاش بلند بود باید همونجا با ناخنگیر کثیف مدرسه ناخنهاشو کوتاه میکرد. به همین خاطر هر وقت میخواست ناخنهارو چک کنه اونایی که ناخنهاشون بلند بود میرفتن تو توالت های مدرسه قایم میشدن!یه بار منم با دوستام رفتم تو توالت که قایم شم که از بخت بد من در توالت از پشت قفل شد ما هم ناچار شدیم که برای نجات کمک بطلبیم!بعد از 5 minداد و فریاد صدای تق تق یه جفت کفش پاشنه بلند رو شنیدیم و بعد از اون هم صدای باز شدن قفل در توالت و بعد از اون هم مواجه شدن با صورت خشمگین دبیر پرورشی!از اون روز به بعد هم مخفیگاه ما لو رفت و مجبور بودیم که هر هفته ناخن هامون رو کوتاه کنیم!نکته اخلاقی اینکه هیچ وقت سعی نکنید از دست حراستیها فرار کنین چون اونا همیشه در کمینن!
پاسخ Kevin : سلام. مدرسه دخترونه بوده دیگه ( ببین من چقدر باهوشم که فهمیدم مدرسه دخترونه بود )
سندس
سه شنبه 30 آذر 1389 11:18 ب.ظ
چی بگم والا ،به نظرت چه جوری میشه یه شبه میلیاردر شد؟
پاسخ Kevin : سلام. مگه میشه؟
سندس
سه شنبه 30 آذر 1389 11:17 ب.ظ
سلام
كدوم خاله حراستی؟
پاسخ Kevin : سلام. آرشیو رو نگاه کن. حراستیها به بهشت میروند
سندس
سه شنبه 30 آذر 1389 11:12 ب.ظ
سلام
شب یلداتون مبارك امیدوارم به همگی خوش بگذره من كه حالم گرفته حسابی
پاسخ Kevin : سلام. شب یلدات مبارک. چرا؟ من که از 7 صبح بیدارم. دانشگاه بودم از 8 صبح. طرفای 9 شب برگشتم خونه از زبانکده !
آنلیا
سه شنبه 30 آذر 1389 10:48 ب.ظ
وه ورسان ورسان حراستیا که شما بشون نگین خاله .حالمو بهم زدین.
پاسخ Kevin : آنلیا یا آنجلینا ؟ خوب ترجمه میکردی مردم بفهمن حستو !!!
وحید
سه شنبه 30 آذر 1389 10:43 ب.ظ
سلام مگه این فاطیمامیذاره مااول شیم؟
منم شاهدم که چقداون خاله حراستیه بدجوربه اون دختراهوازیه گیردادبیچاره معلوم بودبس هرروزبش گیرمیدن کفری شده بود دیگه
پاسخ Kevin : بدجورم نبود نه ؟ نمیدونم حواسم یا هواسم نبود...
fatima
سه شنبه 30 آذر 1389 10:34 ب.ظ
سلام .آیا من اول هستم .
آری من در هر زمینه ای اول هستم .
ونیک میدانم که اکنون نیز اول هستم .
یلدا مبارک.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر